برچسب: نویسنده: مهران اکبرینژاد تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 16:04
برچسب: نویسنده: مهران اکبرینژاد تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 16:04
فقط خدا میدونه چه حس خوبی داشتم تمام امروز و چقدر خوشحال بودم بابت اینکه روز تولد توست . علتش رو نمی دونم اما واقعا حسم حتی برای خودم هم تازگی داشت . خدارو هزاران بار شکر که هستی و .... من هستی . خیلی خیلی دوستت دارم.
برچسب: نویسنده: مهران اکبرینژاد تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 16:04
برچسب: نویسنده: مهران اکبرینژاد تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 16:04
برچسب: نویسنده: مهران اکبرینژاد تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 16:04
سر ميز شام بوديم.نان باگتى رو نصف كردم و لاش ألويه گذاشتم و دادم دست اشكان.چند دقيقه بعد ديدم متين دنبال اشكان ميدوه و غر ميزنه اشكان هم دور ميز ميدويد و نمي ايستاد.مانده بودم كه چرا؟!
چشمم به نگاه متين افتاد كه چشم از لقمه اشكان برنميداشت .يك تكه نان دستش دادم غائله ختم شد.
برچسب: نویسنده: مهران اکبرینژاد تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 16:04